شعر قشنگ و خاطره انگیز ” آقا خرگوشه” ، شعر قدیمی کودکانه

در ۲۷, دی ۱۳۹۰ توسط

شعر کودکان

شعر قدیمی و زیبای آقا خرگوشه، داستان موش کوچکی را بیان می کند که نزدیک لانه برای اولین بار یک خرگوش را می بیند و نمی داند که این حیوان خطرناک است یا خیر. این شعر برای بچه ها در سنین مهد کودک مناسب است. آموزگاران، مربیان مهد کودک و پدر و مادر ها می توانند با خواندن این شعر داستانی برای بچه ها علاوه برسرگرم کردن آن ها، به تقویت حافظه و مهارت های گفتاری کودکان کمک کنند.

شعر کودکان ،شعر قدیمی آقا خرگوشه

***

یه روز یه آقا خرگوشه           رسید به یه بچه موشه

موشه دوید تو سوراخ                 خرگوشه گفت آخ

وایسا وایسا کارت دارم          من خرگوشه بی آزارم

بیا از سوراخت بیرون              نمی خوای مهمون

یواش موشه اومد بیرون     یه نگاهی کرد به مهمون

دید که گوشاش درازه                      دهنش هم بازه

شاید می خواد بخورتم                 یا با خودش ببرتم

پس می رم پیش مامانم               اون جا من می مانم

مادر موشه عاقل بود            زنی باهوش و کامل بود

یه نگاهی کرد به خرگوش             گفت به بچه موش

نترس جونم اون مهمونه         خیلی خوب و مهربونه

پس برو پیشش سلام کن                     بیارش خونه

شاعر: چنانچه از نام شاعر این شعر آگاهی دارید از طریق فرم زیر به ما اطلاع دهید.

منبع تصویر:  vintageholidaycrafts.com وcrazywebsite.com

هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام و لینک سایت کودک سیتی غیر مجاز است.

به اشتراک بگذارید

468 ad