صفحه‌ی اصلیخردسالانشعر و قصهقصه کودکانه کوتاه “دختری که دوست داشت گنجشک شود”

قصه کودکانه کوتاه “دختری که دوست داشت گنجشک شود”

داستان کودکانه

یکی بود یکی نبود.

دختر کوچکی بود به نام عسل که همیشه درحیاط، کنارباغچه می نشست به گنجشکهایی که در آسمان بودند نگاه میکرد و آرزو میکرد:

ای کاش من هم یک گنجشک بودم!

قصه کودکانه

قصه کودکانه

آن وقت هرجا دوست داشتم میرفتم و در آسمان پرواز میکردم.

یک روز همین طور که در فکر و خیال بود، احساس کرد کوچک شده است !

وقتی به خودش نگاه کرد، دید آرزویش برآورده شده و به یک گنجشک تبدیل شده است.

 

قصه کودکانه

قصه کودکانه

 

باخوشحالی به آسمان پرید و پرواز کرد،

او از اینکه گنجشک شده خیلی خوشحال بود،

تا اینکه خسته وگرسنه شد و روی شاخه درختی که پراز گنجشک بود نشست.

 

*********

 

گنجشکی کنار او آمد وگفت:

چیه بچه جون اینجا چی میخوای؟

عسل گفت:

من خسته و گرسنه ام.

گنجشک قاه قاه خندید وگفت:

تو یک گنجشکی و خودت باید برای خودت جا  و غذا پیدا کنی.

الان هم از اینجا برو چون باید از قبل جا میگرفتی !

 

*********

 

عسل شروع  به  گریه کرد، درهمین موقع دستی او را تکان داد.
مادرش بود !

بله بچه ها،

عسل کنار باغچه خوابش برده بود وخواب دیده بود.

او فهمید که هر آرزویی مشکلات خودش را دارد وهیچ وقت نمی توان  بی گدار به آب زد.

 

نویسنده: خانم اعظم شریفی مهر

آموزش کاردستی گنجشک روی درخت را از اینجا ببینید.

شما توانید عکس کاردستی یا نقاشی بچه ها را که با استفاده از این داستان درست کرده اید، برای ما  به آدرس irankidz@ymail.com بفرستید تا در همین صفحه با نام خودتان چاپ شود.

 

تیم کودک سیتی از خانم شریفی مهر که لطف کردند و این داستان زیبا را برای ما فرستادند؛ صمیمانه قدردانی می کند.

 

اهدا شده به وب سایت کودک سیتی ،  منبع تصاویرسایتهای allaboutbirds.org , blogspot.com

هر گونه کپی برداری بدون ذکر نام نویسنده  و لینک سایت کودک سیتی ممنوع است.

ستاره بدهید!
۱۰ دیدگاه
  • سارا / مهر ۲۲, ۱۳۹۱

    سلام مرسی قشنگ بود من هم بچه که بودم دوست داشتم گنجشک شوم وپرواز کنم

  • مریم / مهر ۲۵, ۱۳۹۱

    سلام اتفاقااسم دختر کوچولوی من عسله وداستانو که براش خوندم خیلی خوشحال شد ممنون از سایت خوبتون کاش مطالب یکم زودتر به روز میشد

  • سحر / خرداد ۷, ۱۳۹۲

    سلام،من از قصه تون خیلی خوشم آمد

  • گلي / آبان ۳۰, ۱۳۹۲

    سلام من عاشق قصه تون شدم خیلی قشنگ بود

  • سوفیا / تیر ۲۰, ۱۳۹۴

    داستانشو دوست داشتم – مرسی

  • مهتاب / مهر ۱۸, ۱۳۹۴

    ممنون داستانتون عالی بود به پروژم خیلی کمک کرد
    بازم ممنون خسته نباشید

  • Ayda san / مهر ۱۹, ۱۳۹۴

    من باید یه داستان برای تو کتابم بنویسم اما کتاب داستان ندارم بنویسمممم داستان زیبایی بود

  • پریسا / بهمن ۱۹, ۱۳۹۴

    من بابت داستان قشنگتون تشکر میکنم

  • فاطیما / فروردین ۲۴, ۱۳۹۵

    خیلی جالب و آموزنده بود ، داستان خوبی بود .

دیدگاه شما چیست؟